بعد از نماز صبح عملیات عمره با رمز ا.. اکبر شروع شد. از رکن حجر.هفت دور چرخیدیم و کاروان در حلقه رندان هضم شد. اصلا خانمم از یادم رفت. بعد هم که یادم آمد چون نمی توانستم برگردم و دنبالش بگردم او را بخدا واگذاشتم!!- چه توکلی !! - بالاخره برده که حق ندارد نقش خدا را حتی برای هدایت یک برده دیگر ایفا کند.
در نهایت در مرحله تقصیر. حاج آقا را هم قیچی زدیم! تیغ زدن روحانی هم کیفی دارد لایوصف!! دقیقا طبق پیش بینی حاج آقا راس ساعت ده و نیم آخرین عمل یعنی نماز طواف نساء را هم خواندیم. پیش بینیهایش حرف ندارد.
دیو رفتیم و فرشته برگشتیم. چه لطفی دارد این دعاهای اشواط طواف از امام سچاد(ع). بی نظیر است. من که میگویم بی نظیر است با این تعریف خودم را بزرگ کرده ام و آویخته ام از دامنه علم این مرد بزرگ. همانجا عهد کردم ترجمه خیلی عالی این دعاها را حتما در وبلاگم بگذارم.
اعمال که تمام شد سریع برگشتیم هتل..