نسل جدیدی از بدنه قدرت در حال باز تولید است. و شاید این رانتی است که دولت به آقایان می دهد.
آشپزخانه هایمان با مصالح معماری ، از پرخوان(Parkhan) بهره می گرفت . با آمدن تکنولوژی جدید ، کابینت سازی ، تقریبا این وظیفه را هم از معماری گرفت .
آشپزخانه هایمان دیگر به سختی تنور را یادشان می آید . چرا که بعد از تنور گاز آمد و امروزه معماری بایستی خودش را برای آشپزخانه بدون گاز آماده کرده باشد. تکنولوژی با مایکرو فر معماری را از آشپزخانه بیرون کرده است . هواکش آشپزخانه – که در لهجه بیرجندی به آن خول khool گویند – هم از یک عنصر عمودی و خوانای معماری ثبدیل به یک داکت و هود شده است .
پشت بام در گذشته محل خشک کردن پوست خربزه و ... بود ولی امروزه آیا واقعا شهروندان ارتباطی حتی در همین حد هم با بام خانه های آپارتمانهایشان دارند؟
گذشته معماری ما با زباله چکار داشت ؟ و امروز زباله چه بسر معماری ما آورده است؟
کلمه معنی دار خانه پسوند فضاهایی بود که با آمدن یخچال با معماری خداحافظی کردند. مانند شربتخانهِ البته یخچال فضای سرداب را هم از گزینه های معماری سنتی مان حذف می کند.
فضاهای ذخیره و انبار در خانه های اعیانی تر مانند صندوقخانه تبدیل به فضای نقلی یک در سه شد که نام انباری را یدک میکشد.
خانه ها - خصوصا در مطالعه من در بافت قدیم بیرجند و سبزوار - کمتر حمام دارند . حمام مخصوص خانه های خیلی اعیان است . اما با آمدن لوله کشی به خانه ها - مثلا در دهه ۱۳۱۰ به بعد در بیرجند - حمام به خانه ها می آید و در یک نمونه موردی جالب اولین حمام با لوله کشی گرمایشی از کف حوالی سالهای ۱۳۳۵ توسط مرحوم محمد حسین انتظاری در خانه شخصی اش در بیرجند اجرا شد که به گمانم هنوز هم وجود داشته باشد. حمامها گاه در سرداب و یا صندوقخانه ها اجرا میشوند و معماری سنتی خانه ها خودشان را با آمدن حمام تطبیق میدهند.
بهار خواب دیگر در معماری ما ردپایی ندارد. بالاخانه تبدیل به بالکن شد ِ سپس آنقدر مینیمال شد تا امروز به بزکی در نما تبدیل شده که بنگاهی ها به آن تراس می گویند.
امروز تکنولوژی پارکینگ را به معماری تحمیل کرده است. شوتینگ , درهای اتومات , آیفونهای تصویری , bms , ماشینهای لباسشویی و ظرفشویی ؛ انواع وسایل ریز و درشت آشپزی – یا بهتر بگویم پلوپزی و کیک پزی و... – تخت و مبل و همه و همه معماری را کاملا تابعی ا ز خود کرده است .
معماری بهتر است برای آینده خود راهی بهتر را برگزیند. راهی که معماری را مسحور تکنولوژی ننمایاند.
کار مجازی , elearning , ecommerce و ... قطعا معماری متفاوتی را خواهد خواست. و حتی شهرسازی و تبعا ترافیک متفاوتی در پیش خواهد بود.
برخورد ما با تکنولوژی غریبانه و پذیرنده است و نه خلاقانه . مثلا الان هم هر محصول جدیدی که وارد بازار میشود ماها کمتر دنبال یادگیری روش بهره برداری هستیم. و اینقدر به این وسیله ور می رویم تا کم کم بفهمیم این کلید یعنی... و آن دکمه یعنی ... و الخ
در شناخت متدلوژی هم مشکل ما همین است. معمولا بسیار وقت برای هر مطالعه و هر انجامیم یگذاریم ولی برای متدلوژی آن هیچ انرژی صرف نمی کنیم. مثلا کارمند استخدام میکنیم اما از روز اول متد کار در اداره را یادش نمی دهیم و همین طور آزمون و خطا میکند تا مانند همان کلید و دکمه ا زدور و بر چیزها ی غیر مستندی را تجربه کند!!
غربیها بشدت متدیک هستند. بیایید از آنها این خصلت را یاد بگیریم.
چشمهایم داشت یوسف میخرید
قصه عادی بود و گل در دست من
شعله چشمت گلستان آفرید
۱۱/۴/۸۸
مکان بعدی مسجد مزدلفه بود و صحرای عرفات و خیل چادرهای خالی و یک عالمه توضیح شفاهی حاج آقا در مورد حسو حال و اعمال اینجا موقع تمتع که من هیچکدامشان را اصلا نفهمیدم!
به علت اشتغال حضرات بانوان جلیله به امر مقدس سوغاتی و خرید حاج آقا تنبیها یک برنامه را از برنامه ها حذف کرد. ولی انگار نه انگار! چشم های پیرمردو پیرزنهای کاروان از خریدهای ارزان و کفش ۲۰۰۰تومنی و کیف ۱۰ ریالی و ... برق میزد..تقبل ا...
با حاج آقا رفیق شده ام و با سوالاتم گیر میدهم و حالش را موکت می کنم!
چهارشنبه روز آخر ما خواهد بود. از الان به کبوترهای ولو توی حرم خدا بدجور حسودی ام میشود!! توی همین هیروویری خانمم هم مریض احوال است و مرا بین رفتن به نمازهای حرم یا پرستاری از او مردد کرده است.
***
جسم تو كامل است، ناقص نيست
ميدهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!