تبليغاتX
بنام دوست
دیروز .به اصرار یکی از مدیران گذرم به افتتاح سالن شهید جهان آرا افتاد. یک معاون و حداقل چندمدیر و سه شهردار منطقه در جلسه به تدریج حاضر شدند. اینکه شهرداری برای ورزش بدنسازی و زیبایی اندام هزینه کند. و برای اصطلاحا ورزش کارکنانش هزینه های سنگین بدهد موضوع جالبی است. که آدم نمی داند این را به حساب توجه به سلامت کارمندان بگذارد و یا به حساب مسایل دیگر. هزینه سنگین پرداختی شهرداری به مجموعه موجهای آبی در سال گذشته نیز از همین قبیل است. این درحالی است که ساختار بیمار شهرداری بیش از سلامتی افرادی محدود به نظر نیازمند توجه است . به عنوان مثال شهرداری میتواند حداقل معادل بودجه ورزشی کارکنانش را برای بورسیه نمودن نیروهایی تحصیل کرده و سرمایه گذاری برای نیروی انسانی آینده اش د رسطوح مختلف هزینه کند که متاسفانه این تفکر در شهرداری تقریبا مردود است. بورسیه نمودن نیروهای برگزیده داخل بافت فعلی شهرداری در مقاطع بالاتر تحصیلی و اعطای بورس تحصیلی به دانشجویان جوان دانشگاهی میتواند معضل آموزش کارکنان را به نحو چشمگیری برطرف نماید .

بارها شاهد بوده ام کارمندانی بعضا با سابقه یا تحصیل کرده مثلا فرق بین عطف و پیرو را نمی داند ! یا نمی داند پیوست یعنی چه ؟ و....

به هر حال هرکه برای مردم و با نیت الهی کارمی کند الهی همیشه موفق باشد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 7:14 توسط هادی عرفان |

دیشب فیلم را دیدم. از نظر مضمون خیلی بهتر و گویا تر و عمیق تر از اخراجیهای ۱ بود. طوری که به نظر من اصولا دسته بندی این فیلم در گروه کمدی و خنده دار غلط است. فیلم حرفهای جدی عمیقی دارد و اتفاقا آنقدر این حرفها صادقانه گفته شده که مخاطب را تا آخر فیلم   ساکت و همراه با خود میکشاند. بازیهای خوب شخصیتهای عراقی. بازیهای طبیعی صدیق شریف.شریفی نیا ها . هاشمی. خوب و جالب است.

اما از این نکته که بگذریم ضعفهای فیلم هم قابل اشاره است:

  1. داستان هواپیماربایی بشدت وابسته به عنصر اتفاق است که باورپذیری را کمرنگ میکند.
  2. حذف هواپیماربایی شاید چیزی از ارزشهای فیلم کم نکند بلکه فیلم بهتر هم شود.
  3. بخش شخصیتهای زنانه فیلم بیش از حد لمپن و نادان به تصویر کشیده شده
  4. شخصیت مسیحی بودن و نبودنش فرقی در روند کلی فیلم نمی گذارد و میتوان او رااز فیلم حذف نمود.

برای ده نمکی آرزوی توفیق دارم.

البته بقول آقای یکپسر یادمون نره ده نمکی یه ژورنالیسته . و طبیعتا نگاه ژورنالیستی توی فیلمهایش هم اثرگذارده است.

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 8:12 توسط هادی عرفان |

..نماز عشا را به امامت  امام جماعت ارسالی بعثه - با اذان مدل شیعیان!!و در حیاط گودتر از مسجد - مانند غریبه ها جدا خواندیم. صدای دسته جمعی خانمها که به رهبری نماینده زن ارسالی بعثه داشتند لبیک را تکرار می کردند فضای مسجد را برداشته بود. نمی دانم چرا ازاین همهمه یاد رژه مسلمانها در فتح مکه افتاده بودم.

بعد از نماز خیلی باحال لبیک را در بخش قدیمی مسجد به مدیریت حاج آقا گفتیم. حاج آقا  ۴ -۵ تا پیرمرد کاروان را مجددا به قرائت لبیک واداشت. بعد از اینکه از تلبیه ما مطمئن شد برای خاطر جمعی خودش برای تکرار لبیک خانمها به قسمت آنها رفت.نکته تستی آخوندی قصه این بودکه اگر عصر محرم میشدیم چون شب اول ماه بود دوتا عمره به ما واجب میشد یکی برای ماه قبلی و یکی برای ماه تازه آمده  !!

جماعت نامحرمان !! در اتوبوسها نشستند.! و طبق برنامه هی دادند و ما هی خوردیم!! اول عدس پلو . بلافاصله خرمای بسته بندی شده! . بلافاصله ماست و نوشابه و .. خلاصه این قسمت سفر جو معنوی و مادی!! بالایی داشت. ولی خودمانیم مثل میت شده باشی و کفن پوش . هرچه بخوری به دهنت می ماسد!

حدود ساعت ۱۱ شب تنها به علت خرابی کلید قطع و وصل کولر راننده به شرکت مربوطه زنگ زد و سریعا! اتوبوس جایگزین وسط بر و بیابان در کمتر از  ده دقیقه آمد ! محصول مدیریت عربهای سوسمار خور سابق  ما و همراهان را اندر کف سرویسدهی سریعشان گذارده بود!

شب دیر رسیدیم .طوری که نه رسیدن به مکه و نه رسیدن به هتل را نفهمیدم.اتاق ما در هتل جوهره میسر مکه ۵۰۵  است.

شب را همان طور پلشت و برده وار خوابیدم. عین مرده توی قبر ولی با اجازه مانور روی تخت! امان از این لباس احرام!

+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:51 توسط هادی عرفان |

نظر به سیل متلک و دلخوری و بدوبیراه از قراردادن عکس پرسنلی حقیر فقیر سراپاتقصیر  در وبلاگ بدینوسیله این عکس امحاء گردید!! علاقمندان برای شادی آنمرحوم با فرستادن لبخندی موجب آرامش روح پر فتوح!! صاحب عکس گردند.      الاحقر الاصغر النانو الریز الکوچیک الفسقل العبد هادی/رقم۱۰ جمادی الاول سنه ۱۴۳۰

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:11 توسط هادی عرفان |

برایم جالب است که لحن و تلفظ امام جماعت صبحشان بهترین است و سایر ائمه نمازهای حرم نبوی به سلاست و شمردگی امام صبح قرائت نمی کنند. و اقامه های نمازهایشان متفاوت است. گاه با دوتا و گاه با یک لا اله الا ا... و  یک یا دو حی علی الصلاه.

از رسومات من درآوردی ایرانیها زیارت دوره !! است. ۳عصر برای زیارت اصطلاحا دوره میرویم به احد  همراه با توضیحات روحانی کاروان . سپس مسجد سبعه با مسجد تازه در آمده ای بی نام که به همت و پول سعودیها دارد میکوشد آنرا جایگزین مساجد سبعه کند.مسجد ذوقبلتین با معماری دلنشین بعید از عربها!و نهایات مسجد قبا. در مسجد قبا هر هفت هشت بچه ای گرد یک مربی قر و قاطی قرآن میخوانند و جالب بود که مربی هم در اوج تمرکز غلطهای هرکسی را میگفت! و ما در عجب آموزش !

الحق و الانصاف  سودی که دولت چین از صادرات مزخرفاتش به اسم سوغات آنهم از عربستان به ایران دارد بگمانم از ثواب ما از حج مان هم بیشتر است. وا... عالم. حرص خرید ایرانی ها آنهم در دروی بنجلترین اجناس را پایانی نیست.

استثنائا دیروز۴فروردین نماز مغرب مسجد النبی با کوثر و توحید قرائت شد. !!صبح پنجم فروردین با حسین آقا گشتی در بازارهای خرما زدیم. پدر  علی کوچولو تمام خستگیهایش را با شیطنتهای علی در می کند. مردی با حداقل بیست ساعت کار مداوم  و حاضر جوابی بی نظیر.

از نوشتن عقب افتاده ام. الان کاغذ و قلم را اورده ام توی حرم رسولخدا و دارم مشقهایم را می نویسم!!. ساعت حوالی ۹.۳۰ صبح برای ادای نماز جمعه درهای بام مسجد باز میشود. کنجکاوانه تا بالا رفتم. زیبا. جادار و واقعا خنک!! احتمالا زیر تمام کفسازی خنک کننده نصب بود . چرا که سنگهای توی ظل آفتاب همگی خنک خنک بودند.

احرام که هستی دیگر تمی توانی بنویسی یا آنقدر بالا پریده ای که نوشتن ر انشاید یا هم آنقدر مثل من با لباس کفن مانندت مشکل داری که حوصله نوشتن برایت نمی ماند.

امام جماعت نماز مغرب مسجد شجره بدجوری غلط و تکراری خواندآیه ها را که من بی حافظه هم فهمیدم کاسه ای زیر نیم کاسه است. خدا قبول کناد.

+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 23:56 توسط هادی عرفان |