بارها شاهد بوده ام کارمندانی بعضا با سابقه یا تحصیل کرده مثلا فرق بین عطف و پیرو را نمی داند ! یا نمی داند پیوست یعنی چه ؟ و....
به هر حال هرکه برای مردم و با نیت الهی کارمی کند الهی همیشه موفق باشد.
اما از این نکته که بگذریم ضعفهای فیلم هم قابل اشاره است:
برای ده نمکی آرزوی توفیق دارم.
البته بقول آقای یکپسر یادمون نره ده نمکی یه ژورنالیسته . و طبیعتا نگاه ژورنالیستی توی فیلمهایش هم اثرگذارده است.
بعد از نماز خیلی باحال لبیک را در بخش قدیمی مسجد به مدیریت حاج آقا گفتیم. حاج آقا ۴ -۵ تا پیرمرد کاروان را مجددا به قرائت لبیک واداشت. بعد از اینکه از تلبیه ما مطمئن شد برای خاطر جمعی خودش برای تکرار لبیک خانمها به قسمت آنها رفت.نکته تستی آخوندی قصه این بودکه اگر عصر محرم میشدیم چون شب اول ماه بود دوتا عمره به ما واجب میشد یکی برای ماه قبلی و یکی برای ماه تازه آمده !!
جماعت نامحرمان !! در اتوبوسها نشستند.! و طبق برنامه هی دادند و ما هی خوردیم!! اول عدس پلو . بلافاصله خرمای بسته بندی شده! . بلافاصله ماست و نوشابه و .. خلاصه این قسمت سفر جو معنوی و مادی!! بالایی داشت. ولی خودمانیم مثل میت شده باشی و کفن پوش . هرچه بخوری به دهنت می ماسد!
حدود ساعت ۱۱ شب تنها به علت خرابی کلید قطع و وصل کولر راننده به شرکت مربوطه زنگ زد و سریعا! اتوبوس جایگزین وسط بر و بیابان در کمتر از ده دقیقه آمد ! محصول مدیریت عربهای سوسمار خور سابق ما و همراهان را اندر کف سرویسدهی سریعشان گذارده بود!
شب دیر رسیدیم .طوری که نه رسیدن به مکه و نه رسیدن به هتل را نفهمیدم.اتاق ما در هتل جوهره میسر مکه ۵۰۵ است.
شب را همان طور پلشت و برده وار خوابیدم. عین مرده توی قبر ولی با اجازه مانور روی تخت! امان از این لباس احرام!
از رسومات من درآوردی ایرانیها زیارت دوره !! است. ۳عصر برای زیارت اصطلاحا دوره میرویم به احد همراه با توضیحات روحانی کاروان . سپس مسجد سبعه با مسجد تازه در آمده ای بی نام که به همت و پول سعودیها دارد میکوشد آنرا جایگزین مساجد سبعه کند.مسجد ذوقبلتین با معماری دلنشین بعید از عربها!و نهایات مسجد قبا. در مسجد قبا هر هفت هشت بچه ای گرد یک مربی قر و قاطی قرآن میخوانند و جالب بود که مربی هم در اوج تمرکز غلطهای هرکسی را میگفت! و ما در عجب آموزش !
الحق و الانصاف سودی که دولت چین از صادرات مزخرفاتش به اسم سوغات آنهم از عربستان به ایران دارد بگمانم از ثواب ما از حج مان هم بیشتر است. وا... عالم. حرص خرید ایرانی ها آنهم در دروی بنجلترین اجناس را پایانی نیست.
استثنائا دیروز۴فروردین نماز مغرب مسجد النبی با کوثر و توحید قرائت شد. !!صبح پنجم فروردین با حسین آقا گشتی در بازارهای خرما زدیم. پدر علی کوچولو تمام خستگیهایش را با شیطنتهای علی در می کند. مردی با حداقل بیست ساعت کار مداوم و حاضر جوابی بی نظیر.
از نوشتن عقب افتاده ام. الان کاغذ و قلم را اورده ام توی حرم رسولخدا و دارم مشقهایم را می نویسم!!. ساعت حوالی ۹.۳۰ صبح برای ادای نماز جمعه درهای بام مسجد باز میشود. کنجکاوانه تا بالا رفتم. زیبا. جادار و واقعا خنک!! احتمالا زیر تمام کفسازی خنک کننده نصب بود . چرا که سنگهای توی ظل آفتاب همگی خنک خنک بودند.
احرام که هستی دیگر تمی توانی بنویسی یا آنقدر بالا پریده ای که نوشتن ر انشاید یا هم آنقدر مثل من با لباس کفن مانندت مشکل داری که حوصله نوشتن برایت نمی ماند.
امام جماعت نماز مغرب مسجد شجره بدجوری غلط و تکراری خواندآیه ها را که من بی حافظه هم فهمیدم کاسه ای زیر نیم کاسه است. خدا قبول کناد.