تبليغاتX
بنام دوست
درگذشت پدر آقای ریاحی که از پیشکسوتهای مسجدی مسجد سناباد بود خاطره سالهای حضور پررنگترمان را در مسجد سناباد زنده کرد. سالهایی که هم پدر ایشان سرحالتر بودند و در قید حیات و هم خود آقای ریاحی بیشتر بالا سرما و دیگر بچه های پایگاه بود.

سالهای دور گذشت و بارهاو بارها در منزل پدرم میزبان مرحوم ریاحی بودم. تا همین اواخر هم در دوره قران قدیمی مسجد که در خانه ها میچرخد تشریف می آوردند.

بهرحال این ضایعه را به جناب ریاحی تسلیت میگویم.

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 0:8 توسط هادی عرفان |

شمسی جون. پری جون. هرمز. هدایت. دریا. لیلا. فرخ. نیما. رحمت.زیور. شکور. مینا.

اتابک. بهرام. روشنک. جهان. شهرام. یلدا. سیروس. ستایش. الهام. منصور.

آنخماهو!! . آختانون. یوزارسیو!

نمی دانم همین قد رمثال کافیست. یا بازهم برای حیرت مستتر در سوالم بایستی دلیل بیاورم. اگر بخواهیم اسم های مرسوم ایرانی ها را  در یک دسته بندی کلی بچینیم میبینیم که حداقل دسته بندی های زیر وجود دارد.

  1. اسامی بسیار پر استقبال و معمول  مانند محمد - علی- فاطمه- حسن - حسین - زهرا- مریم- رضا- وترکیباتی از قبیل محمد رضا- علیرضا - حسینعلی- محمد ابراهیم-
  2. اسامی روستایی و کم مصرف تر در شهرهای بزرگ مانند رحمت- رمضان - شعبان - چراغعلی - نورعلی - قنبرعلی - غلامعلی - .... که بازهم در بین این اسامی بسته به مکان جغرافیایی ممکن است اسامی ترکیبی دینی مانند نورعلی یا براتعلی زیادتر باشد و یا اسامی خاص با ریشه محلی یا ایران قدیم مانند شبیر- بهمن- قباد- بیگم - و.. در این بین اسامی مغولی - عربی - لری - کردی - ترکی و فارسی بسته به جغرافیا دیده میشود.
  3. اسامی معمول شده پس از سلطه پهلویها که احتمال قریب به یقین قبل از آن با این وسعت در جامعه شهری حضور نداشته مانند فرشید. فرشاد. فرهاد. گشتاسب. هرمز. ویشتاسب. ساسان. سامان. سهراب. فروغ . مزدا. مزدک. لهراسب. داریوش. کورش. اردشیر. پرویز. جمشید. بابک و...
  4. اسامی مربوط و متعلق به فرهنگ قاجار و قبل از آن مانند خیرالنسا. شمس الزمان. بهجت الملوک. عماد الدین . عماد الملوک. علیشاه. ابوالحسن. حشمت ا...  . عزت ا... . بدرالزمان. و...
  5. اسامی طبقه روشنفکری سالهای ۱۳۳۰ به بعد مانند سایه. آرام. فروغ. ستایش. پرهام. هدیه. ستاره. لاله. شقایق. هما.شهناز.بهناز.مهناز.ساناز.عارف. مهیندخت.شهین دخت. پروین .بهروز. کامکار. کامران. باوند. نوشین. فرامرز. فریدون. آزیتا. شهین. سهیلا. نگار. بزرگ. افشید. سیامک. همایون. پژمان. افشین. روزبه. رودابه.

که ممکن است ریشه های برخی از این اسامی در گروهای خودشان نباشد . چراکه قطعا فرهنگ پهلوی از اسم سازی بر مبنای فرهنگ ایران قبل از اسلام استقبال داشته و این موجب پدید آمدن موج تازه ای از اسامی پارسی باستان در ۵۰ سال گذشته شد.

اما روند نامگذاری ها ی خلق الساعه در بین فرهنگ عامه بالاشهریها همچنان ادامه دارد.

آنچه در این میان برایم جالب است این موضوع است که تلویزیون در محصولاتش به عمد یا سهو معمولا نقش های مثبت را با اسامی مدرن مانند ستایش و ... گره میزند. و باز هم در اقدامی مشکوک به عمد یا سهو نقشهای منفی را به نامهای دهاتی با ته مایه مذهبی میدهد و در این میان آدمی می ماند که پس نامهایی مانند محمد و علی و ... کجا رفت! و چرا در فیلمها القا و تشویق پنهان و آشکاری به نامهای ائمه نمی شود!

این القا با وجود مهاجرتهای گسترده روستاییان به شهرها . وجود حاشیه نشینی چندصدهزار نفری در شهرهای بزرگ . انقطاع مهاجران از فرهنگ سنتی و دیرینه شان . تاثیر پذیری و بلکه عطش مهاجران برای مدرن به چشم آمدن و به روز نشان دادن خو.دشان  همه و همه نشان از نقش مهم صدا و سیما در این چند سال دارد. که در صورت اصرار تلویزیون بزر این روند احتمالا فرهنگ نامگذاری طی دهه اتی کاملا تغییر خواهد پذیرفت و احتمال اینکه نامهایی چون محمد و علی از صدر فهرست نامگذاری متولدین سقوط کنند وجود دارد!

 نام خوب را گفته اند یکی از میراثهای پدربرای فرزند است. و آیا به راستی تلویزیون پدرخوانده فضای نامگذاری مهاجران نیست؟

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 7:18 توسط هادی عرفان |

نخود سیاه بار زده ام

پیراهن سیاه بر تن

دلی سیاه در سینه

مردمکهای سیاهی در نگاه

و سی آه

جیره ماهانه ریه ها

و دندانها

و موهای سفیدم

محاسن سیاهم به سفیدی میزند

و معایبم به سیاهی

عینکم در آفتاب سیاه میشود

تا سردرد نشوم

و قهوه ای سجاده ترمه ام

با باران بی رنگ نگاهم

به سیاهی میزند

زمان را سایه سیاه شاخص راست قامت

در ساعت آفتابی حیاط حرم اعلام میکند

پشت به خورشید ایستاده تا ساعتش را بخواند

خیابانهایمان

که مسیر است و مذهب

سیاه پوش آسفالت های ناهمگون است

هر کلاغ سیاه خبرچین

سی و نه قلو برادر دارد!

فصل چل چلی کلاغهای سیاه

خبرهای سیاه

و امضاهای سیاه نامه های اداری است

نظر به تعهد و تخصص

بدینوسیله جنابعالی

به موجب این حکم

به عنوا ن سه نقطه

منصوب میشوید

و این گونه

سیاهه سابقه برادری دیگر

یک خط طولانی تر...

گوشی سیاهش بیشتر زنگ خواهد خورد

و از زور میس کالدها خواهد مرد...

نخود سیاههایم را هنوز خالی نکرده

یکی دیگر زنگ میزند

تجارت نخود سیاه

هیزم جهنمم خواهد شد!

نخود سیاه بار زده ام

۸۸/۷/۲۶ ه. ع.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 19:32 توسط هادی عرفان |

از مشرق آسمان دل آمده ای

در مردمکم بانی باران شده ای

خندیدن من دلیل بر آمدنت

چشمان ترم نشانی دلشده ای!

                             ۱/۵/۸۸ ّهادي عرفان

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 13:15 توسط هادی عرفان |

دیروز جمعه سالروز میلاد حضرت امام رضا(ع) بود. حداقل توی این چند سال اینچنین جمعیتی را ندیده بودم. صبح جمعه تمام زیرگذرهای حرم مطهر ماشینها یک لاین را با پارک کردن پرکرده بودند و ظرفیت پارکینگها هم پر!!

کمی آنسوتر رییس جمهور همان اول صبحی با جمعی از مردم در تالار صبا جلسه داشت. اینجاهم گره ترافیک و محدودیتهای ترددی و امنیتی و همهمه و شلوغی و ازدحام ....

و تازه امروز هم قراراست طلسم کنگره بالاخره بشکند! و بعد از ۱۳ سال بالاخره کنگره ۲۳۰۰۰ شهید استان های خراسان برگزار شود.

+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 9:30 توسط هادی عرفان |

اولین بار همرزمانش گفتند شهید شده پس تابوت خالی اش را تشییع کردند.

دومین بار همراه با یکی از مراسم تشییع شهدا روحش را نمادین تشییع کردند

پیکر شهید اخیرا در تفحص پیدا شد . یکبار قرا تشییع گذاشتند که قرار لغو شد

و هی عقب افتاد این تشییع ....

تا پنج شنبه هفته پیش که قرار بود تشییه شود... گفتند سردار شوشتری را سه شنبه تشییع کنیم عده ای گفتند سردار را هم پنج شنبه تشییع کنید!! ولی نپذیرفتند شاید شهید صلواتی برایشان مهم نبود!

ولی سردار این قدر دیر آمد تا پنج شنبه با صلواتی با هم بروند!

آقای چمی گو میگفت در مراسم تشییعش نیم ساعت اول فقط صلوات پخش میشد! صلواتی را همه به اعتقاد ش به صلوات میشناختند!

برای شادی روحش صلوات !

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 14:19 توسط هادی عرفان |

سلام. شما خوب مینویسی ولی وبلاگت خوب کامنت پذیر نیست.
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 11:45 توسط هادی عرفان |

امروز یکشنبه ۵مهر ۸۸ برا ی اولین بار در چند سال اخیر نقد تبلیغات محیطی افسارگسیخته در باغ ملک اباد تیتر یک روزنامه شهرآرا شد !!

همزمان مکاتباتی بین شهردار و تولیت محترم آستانقدس در دست اقدام است و احتمال پاره ای تغییرات در روند فعلی تبلیغات محیطی در موقوفات تحت تولیت آستانقدس دور از انتظار نیست.

جای تشکلهای مردمی در حمایت از این موضع قاطع شهرآرا خالی است. روزنامه شهرآرای یکشنبه را حتما بخوانید.

+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 0:5 توسط هادی عرفان |

بوی غبار میرسد. صورت محو یک سوار

نام مسیر آشناست. جاده سبز انتظار

آیه قدر میرسد.زمزمه بیا بیا

چشمه به چشمه می رسد. رود بزرگ یاد یار

                            هادی عرفان/ شعبان/تابستان۱۳۸۵/ مشهد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 0:11 توسط هادی عرفان |

شبی را تا سحر من با تو بودم

گمان کردم عجب شعری سرودم

تو خندیدی و لبخندی که یعنی

تمام عمر را من با تو بودم!

                    هادی عرفان/۲۰ آبان۱۳۸۰

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 0:5 توسط هادی عرفان |